
سرزنش کودکان گاهی آن قدر در گفتار روزمره ما پنهان است که متوجه اثر عمیق آن نمی شویم. جمله هایی مثل «تو منو عصبانی کردی» شاید ساده به نظر برسند، اما می توانند احساس گناه و مسئولیت نادرست را در دل کودک ایجاد کنند. اگر به دنبال شناخت پیامد سرزنش کودکان و ساختن رابطه ای سالم تر با فرزندتان هستید، این آگاهی می تواند نقطه عطف مهمی در مسیر مادری شما باشد. در ادامه در مورد این موضوع توضیح خواهیم داد.
سرزنش کودکان: وقتی می گوییم «تو منو عصبانی می کنی» چه اتفاقی می افتد؟
گاهی بدون اینکه متوجه باشیم، با جملاتی که به زبان می آوریم این پیام را به فرزندمان منتقل می کنیم که او مسئول احساسات ماست. در ظاهر جمله ای ساده است، اما در باطن می تواند یکی از ریشه های عمیق سرزنش کودکان باشد. اگر شما هم به عنوان یک مادر به دنبال درک بهتر این الگو و درمان آن هستید، این بخش می تواند نقطه شروع مهمی باشد.
بیایید با هم ببینیم وقتی می گوییم «تو منو خیلی عصبانی می کنی» یا «تو احساس منو خراب کردی»، دقیقا چه چیزی در ذهن و قلب کودک شکل می گیرد.
وقتی در سرزنش کودکان می گوییم «تو منو عصبانی می کنی» چه رخ می دهد؟
بیایید چند جمله رایج را کنار هم بگذاریم:
- «تو ناراحتم کردی.»
- «تو منو عصبانی می کنی.»
- «دلم رو شکستی.»
احتمال زیاد این جملات را بارها در کودکی شنیده ایم. و چون سبک تربیتی بسیاری از ما بر پایه همین الگوها شکل گرفته، ممکن است ناخودآگاه همین جملات را به فرزندان خودمان هم بگوییم.
اما این جملات چه پیام پنهانی دارند؟ پیامشان این است که «احساس من به رفتار تو وابسته است» و این همان نقطه آغاز بسیاری از پیامد سرزنش کودکان در آینده است.
دو نوع احساس گناه؛ کدام خطرناک تر است؟
در روان شناسی گفته می شود دو نوع احساس گناه وجود دارد:
- زمانی که برخلاف ارزش های خودمان رفتار می کنیم و از درون احساس نارضایتی داریم.
- زمانی که مرزی تعیین می کنیم یا رفتاری انجام می دهیم که دیگری دوست ندارد، و ناراحتی او را به عنوان گناه در خودمان جذب می کنیم.
در این مقاله درباره نوع دوم صحبت می کنیم؛ همان جایی که کودک یاد می گیرد ناراحتی والدین را به حساب تقصیر خودش بگذارد.
ریشه های سرزنش کودکان در تجربه های کودکی ما
لحظه ای چشم هایتان را ببندید و به کودکی خودتان برگردید. به زمان هایی فکر کنید که:
- چیزی می خواستید و جواب «نه» شنیدید، و وقتی ناراحت شدید تنبیه شدید یا تنها ماندید.
- به شما گفتند «چیزی نشده»، «گریه نکن»، «این قدر حساس نباش».
- وقتی رفتارتان برای بزرگ ترها دردسرساز بود، شرمنده یا تحقیر شدید.
- شنیدید «تو ناراحتم کردی» یا «تو منو دیوونه می کنی».
اگر این تجربه ها را داشته باشید، ممکن است در درون خود این باورها را ساخته باشید:
- خواسته های من بد است.
- احساساتم اشتباه یا خطرناک اند.
- باید طوری رفتار کنم که دیگران راضی باشند.
- حال خوب پدر و مادرم به من بستگی دارد.
این دقیقا همان جایی است که چرخه سرزنش کودکان شکل می گیرد و بعدها در بزرگسالی ادامه پیدا می کند.
پیامد سرزنش کودکان در بزرگسالی
وقتی کودکی برای حفظ رابطه، مرزهای خودش را کمرنگ می کند، در بزرگسالی هم همین الگو را ادامه می دهد. نتیجه چیست؟
- در «نه» گفتن مشکل دارد.
- بیش از حد نگران نظر دیگران است.
- کمال گرا می شود تا مبادا کسی ناراحت شود.
- احساسات خودش و دیگران را از هم تفکیک نمی کند.
بر اساس دیدگاه بسیاری از روان شناسان ایرانی حوزه کودک و خانواده، از جمله رویکردهای مطرح در مشاوره خانواده، نبود مرزبندی سالم در کودکی می تواند در بزرگسالی به اضطراب مزمن و وابستگی عاطفی منجر شود. این ها از مهم ترین پیامد سرزنش کودکان هستند که شاید سال ها بعد خودشان را نشان دهند.
جالب است بدانید که اگرچه ساختارهای اصلی مغز در سال های اولیه زندگی شکل می گیرند، اما مغز انسان انعطاف پذیر است. یعنی حتی اگر ما یا فرزندمان این الگوها را تجربه کرده باشیم، امکان تغییر و بازسازی مسیرهای ذهنی وجود دارد.
سه حقیقت مهم درباره احساسات برای پیشگیری از سرزنش کودکان
وقتی می گوییم «تو ناراحتم کردی»، ناخواسته وارد نقش قربانی می شویم. انگار کسی کاری کرده و ما را مجبور کرده احساس خاصی داشته باشیم. اما آیا واقعا چنین است؟
سه حقیقت مهم در رابطه با سرزنش کودکان
1- در سرزنش کودکان، هیچ کس مالک احساسات دیگری نیست
واقعیت این است که من مسئول احساسات خودم هستم و شما مسئول احساسات خودتان. احساسات ما ریشه در گذشته، خاطرات، باورها و تجربه های شخصی مان دارند.
اگر از رفتار فرزندم عصبانی می شوم، بخشی از آن به معنا و تفسیری برمی گردد که ذهن من از آن رفتار می سازد. فرزند من ممکن است یک «دکمه حساس» در من را فعال کند، اما او خالق احساس من نیست.
این تفاوت ظریف، اما حیاتی است.
2- همه انسان ها اجازه دارند احساس داشته باشند
اگر در کودکی به ما گفته شده «گریه نکن» یا «این قدر ناراحت نباش»، ممکن است باور کرده باشیم بعضی احساسات بد هستند. اما حقیقت این است که همه هیجان ها، حتی خشم و ناراحتی، اطلاعات مهمی به ما می دهند.
فرزند ما هم حق دارد ناراحت شود، عصبانی شود یا حتی از ما دلخور باشد. همان طور که ما هم حق داریم مرز تعیین کنیم. سالم ترین رابطه، رابطه ای است که در آن احساسات هر دو طرف محترم شمرده می شود، بدون اینکه یکی مسئول حال دیگری باشد.
3- همدلی با وابستگی ناسالم فرق دارد
یکی از مهم ترین نکات در درمان الگوی سرزنش کودکان، درک تفاوت همدلی و وابستگی ناسالم است.
همدلی یعنی:
«می بینم ناراحتی، کنارت هستم، اما احساس تو متعلق به خودت است.»
وابستگی ناسالم یعنی:
«تو ناراحتی، پس من باید خودم را تغییر بدهم تا تو دیگر ناراحت نباشی.»
ما نمی توانیم هم زمان همدلی کنیم و در عین حال مرز نداشته باشیم. اگر احساسات دیگری را به دوش بکشیم، به تدریج از خودمان دور می شویم.
شکستن چرخه های نسلی در سرزنش کودکان و مسمومیت عاطفی
اگر متوجه شده اید که برخی از جملات و واکنش های شما شبیه همان چیزهایی است که در کودکی شنیده اید، نگران نباشید. آگاهی، اولین و مهم ترین قدم برای توقف چرخه های قدیمی است. بسیاری از الگوهای سرزنش کودکان از نسلی به نسل دیگر منتقل شده اند، بدون اینکه کسی عمدا بخواهد آسیبی وارد کند.
خبر خوب این است که همان طور که این چرخه ها شکل گرفته اند، می توان آن ها را بازنویسی کرد. مغز ما انعطاف پذیر است و با تمرین، تجربه های تازه و خودآگاهی می تواند مسیرهای جدیدی بسازد. در ادامه، سه گام مهم برای بازنویسی این روایت ها را با هم مرور می کنیم.
سه اقدام مهم در رابطه با سرزنش کودکان
1- بازگشت به کودک درون؛ گامی مهم در درمان سرزنش کودکان
درون هر کدام از ما کودکی زندگی می کند که زمانی احساس کرده مسئول حال و هوای والدینش است. شاید او یاد گرفته بود برای حفظ محبت، خودش را کوچک کند یا بیش از حد تلاش کند تا دیگران را راضی نگه دارد. آن کودک هنوز منتظر است کسی بیاید و به او بگوید: «تقصیر تو نبود.»
لحظه ای به یکی از موقعیت هایی فکر کنید که امروز شما را به شدت ناراحت یا عصبانی می کند. از خودتان بپرسید این حس آشنا نیست؟ آیا شبیه تجربه ای در کودکی نیست؟ به خودِ کوچک تان بگویید:
- لازم نیست همه را خوشحال کنی.
- اشتباه کردن تو را بد نمی کند.
- احساس داشتن خطرناک نیست.
وقتی با خودمان با مهربانی حرف می زنیم، احساس گناه و خودسرزنشی را در آغوش شفقت می گیریم. این کار به مرور مدارهای ذهنی قدیمی را تغییر می دهد و از شدت پیامد سرزنش کودکان در نسل بعدی می کاهد.
2- مالکیت احساسات؛ پایان دادن به چرخه سرزنش کودکان
انسان قرار نیست بدون احساس زندگی کند یا هیجان هایش را سرکوب کند. احساسات انرژی در حال حرکت اند و اگر اجازه عبور نداشته باشند، به شکل خشم های انفجاری یا ناراحتی های مزمن بروز می کنند.
فرزندان ما از داشتن احساسات ما نمی ترسند. آنچه آن ها را ناامن می کند این است که:
- وانمود کنیم هیچ احساسی نداریم.
- آن قدر غرق احساسات شویم که کنترل خود را از دست بدهیم.
- تنظیم حال ما را به وظیفه کودک تبدیل کنیم.
در رویکردهای نوین تربیتی که توسط بسیاری از مشاوران خانواده در ایران نیز توصیه می شود، تأکید بر استفاده از «جملات من» به جای «جملات تو» است. این تغییر ساده، تأثیر عمیقی در کاهش سرزنش کودکان دارد.
به جای اینکه بگوییم:
«تو منو خیلی عصبانی می کنی.»
می توانیم بگوییم:
«من وقتی اسباب بازی ها جمع نمی شود، احساس خستگی و کلافگی می کنم. بیا با هم راهی پیدا کنیم.»
به جای اینکه بگوییم:
«تو احساس منو خراب کردی.»
می توانیم بگوییم:
«من وقتی این طوری با من صحبت می شود، ناراحت می شوم. دوست دارم با هم روش بهتری برای گفتن ناراحتی ات پیدا کنیم.»
نقش ما این نیست که همیشه آرام و خوشحال باشیم. اتفاقا وقتی اجازه می دهیم فرزندانمان ببینند ما هم گاهی ناراحت می شویم اما مسئولیت احساسمان را می پذیریم، به آن ها امنیت می دهیم. این یعنی آموزش تنظیم هیجان بدون تحمیل احساس گناه.
3- ساختن جملات قدرت بخش جدید به جای سرزنش کودکان
در مسیر والدگری آگاهانه، گاهی لازم است برای خودمان «یادآوری های روزانه» بسازیم. جملاتی که کمک می کنند هنگام فشار یا خشم، به الگوهای قدیمی برنگردیم.
می توانیم این باورهای تازه را تمرین کنیم:
- من اجازه دارم احساساتم را تجربه کنم و می توانم با تغییر افکارم شدت آن ها را تنظیم کنم.
- کودک درونم زمانی برای بقا، سازوکارهایی ساخته بود؛ اما امروز دیگر مسئول حال دیگران نیستم.
- من حق دارم مرز داشته باشم و دیگران هم حق دارند درباره آن احساس داشته باشند.
- فرزندانم ممکن است هیجان های بزرگی را تجربه کنند و من می توانم بدون سرزنش، شرم یا تهدید، در کنارشان بمانم.
وقتی به جای جملاتی مانند «تو منو دیوونه می کنی» یا «تو ناراحتم کردی» از زبان مسئولیت پذیر استفاده می کنیم، در واقع به فرزندمان نشان می دهیم قدرت در درون ماست؛ در افکار، احساسات، کلمات و رفتارهای خودمان. نه در رفتار دیگران.
این تغییر کوچک در واژه ها، می تواند از عمیق ترین پیامد سرزنش کودکان در آینده پیشگیری کند؛ پیامدهایی مانند اضطراب، احساس گناه مزمن، وابستگی ناسالم و دشواری در تعیین حد و مرز.
سخنی از نی نی تینی
به خاطر داشته باشید که هدف ما حذف احساسات نیست، بلکه پذیرفتن مسئولیت آن هاست. هر بار که به جای سرزنش، از «جملات من» استفاده می کنید، در حال ساختن نسلی هستید که مرزهای سالم تری دارد و کمتر درگیر احساس گناه مزمن می شود. تغییر الگوهای قدیمی زمان می برد، اما با تمرین آگاهانه، می توانید چرخه های ناسالم را متوقف کنید. همین قدم های کوچک امروز، از بسیاری از پیامد سرزنش کودکان در آینده پیشگیری می کند.
آیا تا به حال متوجه شده اید جمله ای که به فرزندتان گفته اید، شبیه همان حرفی بوده که در کودکی شنیده اید؟ تجربه شما درباره سرزنش کودکان چیست؟ خوشحال می شوم در بخش نظرات بنویسید که کدام بخش این مقاله بیشتر با شما هم خوانی داشت.






