
اختلال هماهنگی رشدی در کودکان که با نام دیسپراکسی نیز شناخته می شود، یک اختلال عصبی-رشدی است که از دوران کودکی آغاز می شود و باعث می شود کودک در انجام مهارت های حرکتی و هماهنگی بدن دچار مشکل شود. این اختلال می تواند فعالیت های ساده روزمره مانند دویدن، نوشتن یا حتی بستن دکمه لباس را برای کودک دشوار کند.
اگرچه در حال حاضر درمان قطعی برای دیسپراکسی وجود ندارد، اما خبر خوب این است که با مداخلاتی مانند کاردرمانی، بسیاری از کودکان می توانند مهارت های لازم برای غلبه بر این چالش ها را یاد بگیرند و کیفیت زندگی بهتری داشته باشند.
اختلال هماهنگی رشدی در کودکان چیست؟
اختلال هماهنگی رشدی در کودکان یا دیسپراکسی (Developmental Coordination Disorder) یک وضعیت مزمن است که از سال های اولیه زندگی آغاز می شود و با مشکلات حرکتی و هماهنگی همراه است. کودکانی که دچار این اختلال هستند، معمولا در برنامه ریزی و اجرای حرکات بدن دچار مشکل می شوند.
دیسپراکسی می تواند طیف گسترده ای از مشکلات حرکتی را ایجاد کند. برخی از این مشکلات از سنین پایین قابل مشاهده هستند، اما بعضی دیگر ممکن است با بزرگ تر شدن کودک و افزایش انتظارات محیطی، خود را نشان دهند. برای مثال، ممکن است کودک در سنین بالاتر در ورزش های گروهی یا فعالیت های مدرسه با دشواری بیشتری روبه رو شود.
این اختلال می تواند هم مهارت های حرکتی درشت مانند دویدن و پریدن و هم مهارت های حرکتی ظریف مانند نوشتن، نقاشی یا استفاده از قیچی را تحت تأثیر قرار دهد. همین موضوع باعث می شود کودک در مقایسه با همسالان خود کندتر یا ناهماهنگ تر به نظر برسد.
جایگاه دیسپراکسی در طبقه بندی اختلالات روان پزشکی
بر اساس آخرین نسخه راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی انجمن روان پزشکی آمریکا (DSM-5)، اختلال هماهنگی رشدی در کودکان در گروه اختلالات حرکتی و زیرمجموعه اختلالات عصبی-رشدی قرار می گیرد. این تغییر طبقه بندی نشان دهنده اهمیت ماهیت عصبی این اختلال است.
در نسخه های قدیمی تر، دیسپراکسی گاهی در دسته اختلالات یادگیری قرار می گرفت. اما امروزه متخصصان تأکید بیشتری بر نقش مغز و سیستم عصبی در بروز این مشکل دارند، نه صرفا یادگیری یا هوش کودک.
اختلال هماهنگی رشدی در کودکان در بزرگسالان
اصطلاح دیسپراکسی همیشه فقط به دوران کودکی محدود نمی شود. زمانی که این واژه خارج از چارچوب اختلال هماهنگی رشدی در کودکان استفاده می شود، می تواند معنای گسترده تری داشته باشد.
برخی متخصصان از واژه دیسپراکسی برای توصیف مشکلات حرکتی استفاده می کنند که در بزرگسالی و به دنبال آسیب مغزی ایجاد شده اند؛ برای مثال بعد از سکته مغزی یا ضربه شدید به سر. در این موارد، به این وضعیت «دیسپراکسی اکتسابی» گفته می شود که با نوع رشدی آن متفاوت است.
تفاوت دیسپراکسی و آپراکسی چیست؟
گاهی اوقات واژه های «دیسپراکسی» و «آپراکسی» به جای یکدیگر استفاده می شوند، اما این دو یکسان نیستند. معمولا آپراکسی شدیدتر از دیسپراکسی در نظر گرفته می شود.
در آپراکسی، فرد توانایی انجام یک حرکت خاص را به طور کامل از دست می دهد، حتی اگر دستور را بفهمد و تمایل به انجام آن داشته باشد. اما در دیسپراکسی، فرد توانایی را به طور کامل از دست نمی دهد، بلکه دقت و هماهنگی حرکت کاهش می یابد.
آپراکسی انواع مختلفی دارد؛ از جمله آپراکسی گفتار در کودکان، آپراکسی اندام ها (ناتوانی در انجام حرکات دقیق دست یا پا) و آپراکسی سازه ای که باعث مشکل در رسم شکل ها یا کپی کردن نقاشی های ساده می شود.
اختلال هماهنگی رشدی در کودکان چه کسانی را درگیر می کند؟
نشانه های اولیه اختلال هماهنگی رشدی در کودکان معمولا در دوران رشد و کودکی ظاهر می شوند. از آنجا که این اختلال مزمن است، ممکن است آثار آن تا بزرگسالی نیز ادامه پیدا کند.
بر اساس پژوهش ها، دیسپراکسی در پسران شایع تر از دختران است. البته این به معنای عدم بروز آن در دختران نیست، بلکه فقط احتمال آن کمی بیشتر است.
احتمال بروز دیسپراکسی در کودکانی که زودتر از موعد به دنیا آمده اند بیشتر است، به ویژه اگر تولد پیش از هفته سی ودوم بارداری اتفاق افتاده باشد. همچنین نوزادانی با وزن تولد پایین تر از حد طبیعی در معرض خطر بالاتری قرار دارند. سابقه خانوادگی این اختلال نیز می تواند نقش داشته باشد.
شیوع دیسپراکسی چقدر است؟
اختلال هماهنگی رشدی در کودکان نسبتا شایع است و تخمین زده می شود حدود شش درصد از کودکان سن مدرسه را درگیر کند. این آمار نشان می دهد که در هر کلاس درس، احتمال حضور یک یا دو کودک با درجاتی از دیسپراکسی وجود دارد.
علائم اختلال هماهنگی رشدی در کودکان
دیسپراکسی می تواند مشکلات متنوعی در هماهنگی و مهارت های حرکتی ایجاد کند. بیشتر کودکان مبتلا، نشانه هایی از این اختلال را تا زمان ورود به مدرسه نشان می دهند، اما در برخی موارد خفیف، تشخیص آن دشوارتر است.
نشانه های دیسپراکسی در نوزادان و نوپایان
تأخیر در رسیدن به نقاط عطف رشدی می تواند یکی از اولین نشانه های اختلال هماهنگی رشدی در کودکان باشد. برای مثال، کودک ممکن است دیرتر از حد انتظار غلت بزند، بنشیند، چهار دست وپا برود یا راه رفتن را شروع کند.
برخی والدین متوجه می شوند که کودکشان در بازی با اسباب بازی هایی که نیاز به هماهنگی دارند، مانند چیدن لیوان ها یا مکعب ها، دچار مشکل است. همچنین ممکن است یادگیری غذا خوردن با قاشق و چنگال برای او سخت تر از معمول باشد.
نشانه های دیسپراکسی در کودکان بزرگ تر
در سنین بالاتر، علائم دیسپراکسی واضح تر می شوند. کودک ممکن است هنگام بالا و پایین رفتن از پله ها مشکل داشته باشد یا تعادل ضعیفی نشان دهد. زمین خوردن های مکرر و برخورد با اشیا از نشانه های رایج است.
فعالیت هایی مانند دوچرخه سواری، پریدن یا گرفتن و پرتاب کردن توپ برای این کودکان چالش برانگیز است. به همین دلیل، برخی از آن ها از شرکت در بازی ها و ورزش ها اجتناب می کنند. مشکلات در نوشتن، نقاشی، رنگ آمیزی و استفاده از قیچی نیز شایع است.
انجام کارهای روزمره مانند لباس پوشیدن، بستن دکمه ها، مسواک زدن یا بستن بند کفش می تواند زمان بر و خسته کننده باشد. بسیاری از کودکان در نتیجه این دشواری ها دچار بی قراری و ناامیدی می شوند.
به دلیل کاهش فعالیت بدنی، کودکان مبتلا به دیسپراکسی بیشتر در معرض اضافه وزن و چاقی قرار می گیرند؛ موضوعی که اهمیت حمایت خانواده و مدرسه را دوچندان می کند.
علت اختلال هماهنگی رشدی در کودکان چیست؟
انجام حرکات هماهنگ نیازمند همکاری بخش های مختلف مغز و شبکه ای از اعصاب است. هرگونه اختلال در این فرآیند پیچیده می تواند باعث بروز مشکلات حرکتی و هماهنگی شود که ما آن را به عنوان دیسپراکسی می شناسیم.
پژوهشگران هنوز علت دقیق اختلال هماهنگی رشدی در کودکان را به طور کامل نمی دانند. با این حال، تولد زودرس و وزن کم هنگام تولد از مهم ترین عوامل خطر شناخته شده هستند. عوامل ژنتیکی نیز می توانند در بروز این اختلال نقش داشته باشند.
تشخیص اختلال هماهنگی رشدی در کودکان چگونه انجام می شود؟
اگرچه نشانه های دیسپراکسی از سنین پایین وجود دارند، اما به دلیل تفاوت های طبیعی در سرعت رشد کودکان، تشخیص قطعی معمولا تا حدود پنج سالگی به تعویق می افتد. بسیاری از کودکان قبل از این سن فقط «کندتر» به نظر می رسند.
تشخیص اختلال هماهنگی رشدی در کودکان باید توسط یک تیم تخصصی انجام شود. این تیم ممکن است شامل متخصص کودکان، کاردرمانگر یا فیزیوتراپیست، روان شناس کودک و متخصص مغز و اعصاب کودکان باشد.
هیچ آزمایش پزشکی خاصی برای تشخیص دیسپراکسی وجود ندارد. متخصصان با بررسی سابقه پزشکی، روند رشد و علائم کودک، مهارت های حرکتی درشت و ظریف، تعادل و هماهنگی او را ارزیابی می کنند. همچنین توانایی های شناختی کودک بررسی می شود تا در محدوده طبیعی سنش باشد.
یکی از مراحل مهم تشخیص، سایر بیماری ها مانند فلج مغزی یا دیستروفی عضلانی است. برای تشخیص نهایی، کودک باید معیارهایی مانند ضعف قابل توجه در مهارت های حرکتی، تأثیر این ضعف بر زندگی روزمره و شروع علائم در دوران رشد را داشته باشد.
درمان و مدیریت اختلال هماهنگی رشدی در کودکان
در حال حاضر درمان قطعی برای اختلال هماهنگی رشدی در کودکان وجود ندارد، اما روش های درمانی متعددی می توانند به بهبود عملکرد کودک کمک کنند. کاردرمانی و فیزیوتراپی از مهم ترین این مداخلات هستند.
از آنجا که دیسپراکسی در هر کودک به شکل متفاوتی بروز می کند، برنامه درمانی باید کاملا فردمحور باشد. هدف این برنامه ها، بهبود مهارت های حرکتی و افزایش اعتمادبه نفس کودک است.
یکی از رویکردهای مؤثر، مداخله مبتنی بر تکلیف است. در این روش، کاردرمانگر با کودک و والدین همکاری می کند تا فعالیت های مشکل ساز شناسایی شوند و راهکارهای عملی برای انجام بهتر آن ها ارائه شود.
برای مثال، حرکات پیچیده به مراحل کوچک تر تقسیم می شوند و کودک هر مرحله را به صورت جداگانه تمرین می کند. همچنین استفاده از ابزارهای کمکی مانند مدادهای مخصوص با گریپ نرم می تواند انجام برخی فعالیت ها را ساده تر کند.
آینده کودک مبتلا به دیسپراکسی چگونه است؟
هیچ دو کودکی با اختلال هماهنگی رشدی در کودکان دقیقا شبیه هم نیستند. شدت علائم و تأثیر آن ها بر زندگی روزمره می تواند بسیار متفاوت باشد. بهترین راه برای درک آینده کودک، مشورت منظم با متخصصان است.
برخی اختلالات دیگر ممکن است همراه با دیسپراکسی دیده شوند، از جمله اختلال نقص توجه و بیش فعالی (حدود نیمی از کودکان مبتلا)، مشکلات زبانی، اختلال نوشتن، اضطراب، افسردگی و اختلال طیف اوتیسم. تشخیص و درمان هم زمان این مشکلات اهمیت زیادی دارد.
چگونه از کودک مبتلا به اختلال هماهنگی رشدی حمایت کنیم؟
یکی از مهم ترین کارهایی که والدین می توانند انجام دهند، نقش حمایتی و آگاهانه است. درک چالش های کودک و اطمینان دادن به او که در خانه، مدرسه و زندگی همراهش هستید، تأثیر عمیقی بر سلامت روان او دارد.
اگر کودک واجد شرایط آموزش های ویژه باشد، برنامه آموزشی فردی می تواند به پیشرفت تحصیلی او کمک کند. همکاری نزدیک والدین با معلمان و درمانگران در این مسیر بسیار مؤثر است.
چه زمانی باید به پزشک مراجعه کرد؟
کودکان مبتلا به دیسپراکسی ممکن است در مراحل مختلف زندگی به حمایت نیاز داشته باشند. اگر متوجه شدید کودک در یادگیری مهارت جدیدی مانند نوشتن یا حتی در نوجوانی در یادگیری رانندگی دچار مشکل است، بهتر است با پزشک یا کاردرمانگر مشورت کنید.
سخنی از نی نی تینی
اگر کودک شما دچار اختلال هماهنگی رشدی در کودکان است، ممکن است گاهی از ناتوانی در انجام حرکاتی که آن ها را می فهمد اما نمی تواند دقیق انجام دهد، ناامید شود. حمایت مستمر، برنامه درمانی بلندمدت و تشویق روزانه می تواند به او کمک کند تا به تدریج مهارت های حرکتی خود را تقویت کرده و به توانایی هایش اعتماد بیشتری پیدا کند.
اگر تجربه ای در زمینه اختلال هماهنگی رشدی در کودکان دارید یا سؤالی درباره دیسپراکسی ذهنتان را درگیر کرده است، در بخش نظرات با ما و دیگر والدین به اشتراک بگذارید. همراهی شما می تواند برای خانواده های دیگر بسیار ارزشمند باشد.







