متن آهنگ روی نردبان رفته توی دست او رنگ است
روی نردبان رفته
توی دست او رنگ است
از سیاهی و زشتی
خسته است و دلتنگ است
دست و صورتش رنگی
فکر لقمهای نان است
توی حرفه و کسبش
مشتری فراوان است
میکشد میان رنگ
غلتک و قلممو را
خانههای مردم را
نو نماید و زیبا
روی بوم این دنیا
آفریدگار یاس
طرح و نقش و رنگی زد
از محبت و احساس






