متن آهنگ باز هم ابر سپید از سر کوه گذشت
باز هم ابر سپید
از سر کوه گذشت
باز جاری شد رود
بر تن خستهی دشت
رفت از خاطر دشت
غم و اندوه خزان
باز شد چشم درخت
به بهاری خندون
باز با دست نسیم
چشم نرگس واشد
از دل تیرهی سنگ
چشمهای پیدا شد
مثل خورشید بخند
باش چون ابر بهار
خانهای روشن کن
غمی از دل بردار






